AzadAndish.ir :. افشاي ناگفته‌هايي درباره رمان 90 ساله ايراني

   English  
صفحه اصلی | آرشیو | پیوندها | خبرنامه | ارسال مطلب | تماس با ما شنبه 04 آذر 1396،November 25 ,2017
 بوف کور تا به حال بسيار بد خوانده شده است. بسیاری از اظهارنظرهایی که درباره این کتاب می‌شود، اعم از موافق و مخالف، هیچ استدلال محکمی ندارند
کد خبر : 667 تاریخ انتشار : 21:5 - 08 خرداد 1391 تعداد بازدید : 6709

عباس پژمان اين روزها نگارش کتابي درباره بوف کور با نام «من و بوف کور» را به پايان رسانده است. به اعتقاد اين مترجم نقدها و تحليل‌هاي نوشته شده بر اين کتاب غالبا سليقه‌اي بود و تا به حال بيشتر منتقدان از منظر ذهنيت‌هاي خودشان اين اثر را نقد کرده‌اند. پژمان گفت: کشف روابط راوي‌ها و معناهاي چند وجهي اصطلاحات در بوف کور براي نخستين بار در اين اثر، جهان تازه‌اي را براي خوانندگان آن پديدار مي‌کند.
 
به گزارش ايبنا، پژمان درباره اين کتاب که آن را «من و بوف کور» ناميده است، توضيح داد: بوف کور زبان خاصی دارد. اتفاقاتی که در این کتاب روایت می‌شوند، از منطق عادی پیروی نمی‌کنند اما این بدان دلیل نیست که چنین روایتی را بی‌معنی بدانیم یا آن را هر طور که دلمان خواست معنی کنیم.

وي در پاسخ به اين سوال که «آيا در کتاب شما ديدگاهي متفاوت از جهان بوف کور را خواهيم خواند؟» ‌توضيح داد: در اين اثر سعي داشتم نکته‌هاي خوانده نشده را درباره بوف کور بيان کنم؛ چرا که تم اصلي اين کتاب را تا به حال کسي در نيافته است. بوف کور اولین رمانی است که من خوانده‌ام! نخستين بار که آن را خواندم هفده سالم بود. از آن پس مقالات و تفسیرهایی هم درباره‌اش مطالعه کردم، اما هیچ یک از آن‌ها جواب آن سوال‌ها را در خود نداشت که این کتاب در ذهن خواننده‌اش برمی‌انگیزد.
 
نويسنده کتاب «من و بوف کور» در ادامه گفت: بوف کور تا به حال بسيار بد خوانده شده است. بسیاری از اظهارنظرهایی که درباره این کتاب می‌شود، اعم از موافق و مخالف، هیچ استدلال محکمی ندارند. با خواندن بوف کور مخاطب سوال مي‌کند که واقعا چرا باید مردها و زن‌ها انگشت سبابه‌شان را بجوند؟ آن پیرمرد کیست که کنار جوی آب نشسته است و خنده‌اش پشت راوی را می‌لرزاند؟ پیرمرد بعدی کیست که نعش کشی و قبرکنی می‌کند يا پیرمرد خنزرپنزری کیست؟

پژمان با اشاره به نوع روايت رمان و ابهاماتي که از نگاه خواننده ممکن است در اين‌باره وجود داشته باشد گفت: بوف کور در واقع از دو بخش یا دو روایت تشکیل شده. بعضی از سوال‌ها هم درباره همین مساله است. در روایت اول زن اثیری به دست راوی کشته می‌شود و در روایت دوم «زن لکاته» و نسبت اين دو راوي با هم بسيار جاي تامل دارد. 

مترجم «موز وحشي» با اشاره به وجوه ديگر اين کتاب اضافه کرد: وقتی راوی در نور چراغ مشغول نوشتن است، سایه‌‌اش را می‌تواند ببیند، که جلو چراغ به دیوار افتاده است، در حالي که آدم وقتی در نور یک چراغ پیه سوز یا نفت سوز دارد می‌نویسد، سایه‌اش مقابل خودش نمی‌افتد و سایه در این حالت باید پشت سر آدم قرار بگيرد. قبل از هدایت بسياري از نویسندگان مانند، گوته، هوفمان، موسه، نروال، آندرسن، موپاسان، پو، اسکار وایلد و داستایوسکی و برخي ديگر  «سایه»شان را تصویر کرده‌اند، ولي سایه هدایت واقعا از همه آن‌ها زیباتر است.
 
پژمان تصريح کرد: از سوي ديگر مي‌توان گفت که در همه اين سایه‌‌ها شباهت‌هایی احساس مي‌شود. بنابراین مقدار شباهتی که بوف کور با بعضی داستان‌ها و رمان‌ها دارد در همین جاست. همه این‌ها به سنتی تعلق دارند که قدمتش خیلی طولانی است و در دوران رمانتیسم خیلی مورد توجه بوده اند. 

وي همچنين درباره شباهت بوف کور به چند اثر ديگر توضيح داد: آثاري هستند که بوف کور تحت تاثیر آن‌ها نوشته شده، اما واقعا بدون اطلاع از این موضوع هم می‌توان بوف کور را خواند و معنایش را فهمید. در هر حال، یکی از این دو کتاب «نادیا»ی آندره برتون است. اين کتاب در سال 1928 میلادی، مطابق با 1308 هجری شمسی چاپ شد. بوف کور هفت سال بعد از این تاریخ به چاپ رسيد، یعنی در 1315 هجری شمسی یا 1936 میلادی. شواهد و مدارک نشان می‌دهد که هدایت با سوررئالیست‌ها آشنایی داشته است. حتی گفته‌اند که برتون ترجمه فرانسه بوف کور را هم خوانده و در يک سخنرانی از آن تعریف کرده است.
 
اين مترجم در ادامه افزود: سال 1926 میلادی بود که هدایت در پاریس اقامت کرد. او چهار سال در پاریس اقامت داشت. آن سال‌ها دوران طلایی سوررئالیسم بود. بیانیه نخست سوررئالیسم در سال 1924 منتشر شده بود. نادیا در سال 1928 چاپ شد. سوررئالیسم در آن سال‌ها طرفداران پرشور بسیاری داشت. حتی یک روایت هست که هدایت هم بوف کور را در همان پاریس نوشت و با خودش به ایران آورد. در هر حال مهم این است که او هم یکی از شاهکارهای جهانی را با الهام از مکتب سوررئالیسم و زندگی‌اش، در پاریس آن سال‌ها خلق کرد. 

وي با اشاره به اين‌که در نگارش «من و بوف کور» به اغلب موارد گفته شده دقت نظر داشته‌،‌ تصريح کرد: هرچند که بوف کور نشان‌هایی از نادیا و سوررئالیسم را در خودش دارد، ولي به هیچ وجه در تایید همه عقاید برتون و مکتب او نیست. برتون عقیده خاصی درباره گذشته و آینده داشت. بوف کور این عقیده را به شدت رد می‌کند. می‌دانیم که نگاه و تفکر هدایت بیشتر به اگزیستانسیالیست‌ها نزدیک بود تا به سوررئالیست‌ها. هدايت کسی نبود که بتواند فلسفه تاریخ هگل و تکامل انسان و «روح مطلق» را بپذیرد. در حقيقت سوررئال، زبان تصویری و داستانی واقعی، سه چيز از سوررئالیسم است که در بوف کور وجود دارد. 

به گفته اين مترجم نگارش اين کتاب به پايان رسيده است و حدود يک ماه آينده به ناشر سپرده خواهد شد.
 

برچسب:
پیوند مطلب: http://www.azadandish.ir/article.asp?id=667&cat=1


ارسال نظر

نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
 

   

دولت از هنرمندان نخواهد سیاهی را سفیدی ببینند

روابط مرید و مرادی در فیس‌بوک

انتقاد از تقلب برخی ناشران

چرا ناشران مسولیت سانسور را قبول نمی کنند؟

آخرین روز زندگی شخص دوم دوره رضا خان پهلوی

دخالت غیرمتخصص‌ها، طرح جلد را به ابتذال می‌کشاند

چه کسانی به‌ دنبال تاسیس خانه سینمای 2 هستند؟!

آرامش را به فرهنگ بازگردانید

کاخ گلستان جهانی شد

چرا کتابفروشی‌ها در مملکت ما در پی هم تعطیل می‌شوند؟

دولت نمی‌تواند لطیفه از چین وارد کند!

53 سال پس از درگذشت خالق «بیگانه»

نگاهی به ممیزی کتاب و چالش‌هایش

یوسا از اهمیت ادبیات می‌گوید

از فيگارو تا جستجو براي زمان از دست رفته

چهار ماه است که مرحوم شده‌ام!

شعر سرودن اضطراب را از بین می‌برد‎

یک نویسنده متن‌های عزا و عروسی را کتاب کرد

سخت‌ترین آثار فرانسوی زبان که نمی‌توان خواند کدام‌ها هستند؟

کتابخانه چخوف طرفدار جمع می کند

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright© 2008 Azadandish.ir. All rights reserved, Info@Azadandish.ir
تعداد كل آمار بازديدكنندگان: 1529503، تعداد بازديد امروز : 141